|
|
|
|
غربیها با غرور ناشی از پیروزی نظامی در افغانستان و عراق ، موضوع تهدید بودن برنامه هستی ای ایران را مطرح کردند. آنها تصورشان این بود که ارباب دنیا شده اند و باد به دماغشان افتاده بود ، لذا کدخداها !!! موضوع هسته ای ایران را در اولویت قرار دادند . آنها در در مذاکرات سعدآباد گفتند : ما به شما اعتماد نداریم . یعنی خود را ملاک صحیح و غلط بودن فرض کردند و بنا را بر این گذاشتند که ما باید اعتماد کنیم ! آنها به خوبی واقف بودند که زیاده طلبی می کنند ولی منطق شان قدرت بود . به زعم باطل شان ، ایران با دیدن وضعیت افغانستان و عراق ترسیده است و الا زیر بار قطعنامه سعد آباد نمی رفت . یکی از غربیها بیان نموده بود که از داخل کشورتان به ما پیغام می دادند که اگر شما فشار بیاورید اینها تسلیم خواهند شد و پس از صدور قطعنامه علیه ایران ، به ما می گفتند : چرا کم فشار آورده اید ؟ چرا قطعنامه شدیدتری صادر نکرده اید؟ بالاخره اشخاصی از روی ذلت و زبونی نه تنها تعلیق همه فعالیت هسته ای را پذیرفتند بلکه پروتکل الحاقی را نیز امضا کردند . نظام سلطه نمی خواست که جمهوری اسلامی ایران به فن آوری هسته ای دست پیدا کند و لذا داستان ، اصلا هسته ای نبود . آنها می دانسند که ایران هیچ انحرافی از مقررات آژانس بین المللی هسته ای نداشته و ندارد ، پس اصل دعوا این بود که آنها می گفتند " نه " . گفتیم با این مسیر ، امر بر شما مشتبه شده است . بنابراین گفتیم " هیهات منا الذلة " !!! در دو سال و نیم گذشته بعد از فک پلمپ ، به دنبال غنی سازی رفتیم ، سپس یک آبشار راه اندازی نمودیم ، و در حال حاضر 3000 سانتریفوژ مشغول فعالیت داریم ، و مقدار قابل توجهی UCF تولید شده است . پرونده هسته ای به امداد الهی و تدبیر و صلابت مقام معظم رهبری و تلاش دولت کریمه و ایستادگی ملت سرافراز با دستاورد های بسیار مهم به مسیر اصلی خود یعنی آژانس انرژی اتمی بازگشت و در آژانس هم بسیاری از مسایل حل گردیده است . دستاورد بزرگتر از موارد مذکور آن است که رهبر و ملت ایران به " نه " نظام سلطه ، "نه " گفتند. |
||