شطحياتي به بهانه بزرگداشت هفته دفاع مقدس قسمت۲
سلام شهيد عباس شير محمد ، يادت است كه خانواده ات نمي گذاشتند به جبهه بيايي ؟ نيمه شب به منزلتان رفتيم و ساك خود را برداشتي و ديگر به آن خانه برنگشتي .
سلام شهيد مهدي ملكي ، آن شب بعد از نماز كپي شناسنامه ات را به مسجد آوردي ، سن خود را 2 سال اضافه كردي و از روي آن كپي گرفتي و به جبهه اعزام شدي ، پس از شهادتت مرادمان ، جانمان ، آيةالله خامنه اي به منزل كوچك شما آمدند ، خانه اي 30 متري كه فقط 2 اتاق داشت و اكنون پدر بزرگوارت در جايي خدمت مي نمايد كه من هميشه به او حسودي مي كنم.
سلام شهيد مجتبي جوادزاده ، در كنكور سال 65 رتبه 81 آورده بودي و در دانشگاه شريف قبول شدي و ثبت نام هم نمودي ، ولي به جبهه آمدي . ايام فاطميه در بهمن شير چه خوب عزاداري نمودي و بالاخره در كربلاي 5 ، تركشي به پهلويت خورد ، تو روي زانو نشستي ،گفتم : چي شدي؟ گفتي : هيچ چي ، بعد به سجده رفتي و وقتي تو را در بغل گرفتم متوجه شدم تو به ملكوت رفته اي.
شب جمعه به خوابم آمدي ، در خواب توجه به اينكه شهيد شده اي نداشتم ،ولي خيلي دلم برايت تنگ شده ، چقدر احوالپرسي مي كردم ، راستي رشيد تر شده بودي.
سلام فريد عباسي ، يادش به خير ، تو در منطقه هم درس مي خواندي ، سر به سرت مي گذاشتيم ، وقتي در شب عمليات تركش ، شكمت را پاره نمود و دل و روده ات را بيرون ريخت ، گفتي چكار كنم ؟ گفتم با دو دست شكم خود را بگير و در دل شب همين مسير را تنهايي برگرد ، چقدر تعجب كردي ! و تا سالها حرف مرا تكرار مي كردي و دلخوري خود را نشان مي دادي ، آقاي دكتر ! يك روز به مطب شما در ميدان 7 تير خواهم آمد و شما روي دندانهاي من تلافي كنيد.
سلام محمد حسين استادآقا ، با موتور ياماها 50 به پايگاه آمدي و ثبت نام كردي ، بعد از آن در طول سالهاي جنگ و بعد از آن آنقدر پخته شدي كه امروز موسسه فرهنگی ولاء را اداره می نمایی .
سلام شهيد مهندس محمود طاهري ، سلام شهيد بهروز نيك پور ، سلام شهيد علي توكلي ، سلام شهيد پيوندعلي نوروزي ، اصلا" نگران بي مادري نباش ، مادرم در بهشت زهرا ، به جاي مادرت صحبت كرد و وصيت نامه ات را خواند ، چه غوغايي شده بود .
سلام شهيد ميثم سعيد محمدي ، در كربلاي 5 وقتي دشمن پاتك كرد به همراه شهيد علي غياثوند براي شكار تانك به آن طرف خاكريز رفتيد و چه راحت و سريع از خاكريز دنيا رد شديد.